در بهشت اکنون!

و کلام آخر

اینبار وبلاگ رو خیلی نوشتم. یعنی به یک باره اونقدر که کفاف سه ماهم رو می ده. متنهایی که در تنهایی کنکور نوشتم و سعی کردم شاد باشه......

چیز زیادی نمی گم. به اندازه ی کافی نوشته ی جدید تو وبلاگ هست. دارم می رم سفر و گفتم قبل از رفتن خونه ام رو بدم دست مهمون و برم...

مواظبش باشید!

* هر کدوم از بچه ها که از مشهد سوقاتی می خواد یا هر چیزی سفارش بده. هر کس. هر چیز.

شاد باشید!

** راستی کنکوری ها بگید چی کار کردین این کنکوره رو؟؟؟

***حالا یک بار از اول صفحه تا به آخر بخون. برای تو نوشتم! پانزده بار!

   + هاش ; ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٤/۱٥
comment نظرات ()