در بهشت اکنون!

بودن

خوابیدم.... ١٨ ساعت!

و تنها دوبار بیداری.

برای قرصی که بخوری که نشود آنچه نباید. و یکی لقمه ای که از گرسنگی بگذری.

خوابیدم...

امروز، روز تعطیل بود. و روز تعطیل بود امروز. که نه اینکه جمعه در اسلام و سبت در یهود و یکشنبه در دین مسیح تعطیل است. تعطیل من امروز بود.

و فردای تعطیل....

می باید بود. برای باران. برای فرزانه. برای تمام کودکان که نیاز به بودن دارند در کنار تو حتی اگر این نیاز در رویای خام و نارس تو باشد.

باید بود.

حتی اگر این رویا در جستجوی همیشگی میل باشد که شاید آنها با اشارتی خواسته باشند وجودت را برای دو ماه...

و باید بود...

من هستم....

   + هاش ; ٧:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱
comment نظرات ()