در بهشت اکنون!

آخرین سخن امسال...!

روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.

*

روزی که کمترین سرود بوسه است

و هر انسان

برای هر انسان

برادری است.

 

روزی که دیگر درهای خانه هایشان را نمی بندند

قفل

افسانه یی است

و قلب

برای زندگی بس است.

 

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.

 

روزی که آهنگ هر حرف، زندگی است

تا من به خاطر آخرین شعر رنج جستجوی قافیه نبرم.

 

روزی که هر لب ترانه ای است

تا کمترین سرود، بوسه باشد.

 

روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود.

 

روزی که ما دوباره برای کبوتر هایمان دانه بریزیم…

*

و من آن روز را انتظار می کشم

حتا روزی

که دیگر

نباشم.

   + هاش ; ٦:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٤/۱٩
comment نظرات ()