در بهشت اکنون!

باغ های کندلوس

عاشق اون لحظه ای ام که نشستی روی زمین

تکیه ات رو دادی به درخت

من میام

دستات رو به روم باز می کنی

.....

دستات رو می بندی...

عاشق تمام لحظه های زندگی ام،‌ که هنوز با هم زندگی نکردیم. تمام لحظاتی که در حافظه ی زمان،‌ نگران و منتظرمونن....

   + هاش ; ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٥
comment نظرات ()