در بهشت اکنون!

این تیتر قرار بود به نام تو باشد

دست هایت را می خواهم

که در برم بگیرد

در بر بگیردم به تمامی

- بار دیگر-

و لب هایت

که آرام موهایم را شیار زند

می خواهم حس کنم حرکت آرام لبانت را بر شیار گیسوانم

می خواهمت

تا بفهمم در آخر

که آرامش از تو بیشتر می گیرم

یا از یک بغل کاغذ...

و این بزرگ ترین سوال زندگی ام شده

پاسخش ....

تنها همین را طلب دارم هنوز از مهربانی ات!

* چرا هر وقت آشفته ام با یک ورق کاغذ و یک خودکار کاملا آروم می شم؟ چقدر کم می شناسم هنوز خودم رو

   + هاش ; ۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٩
comment نظرات ()