در بهشت اکنون!

قدیمی تر

رعنا نوشته:

کلن من آدم ای کاش نیستم.

فکر می کنم من هم نیستم. هر گندی و بلایی و اتفاقی و چیزی که شده و بوده و کردم، آخرش وایستادم و گفتم کردم این کار را! عقوبتش هم دربست قبول بدون هیچ حرف و گله ای و شکایتی حتی گاها. راهم را با افتخار پذیرفته ام حتی.

داشتم فکر می کردم من هم آدم ای کاش نیستم. اما همیشه، هر وقت تنهایی ام سوراخم می کند، هر وقت دوتایی هایی های بقیه را می بینم که دریغ شد از من -به گناهی که برای من نبود- هر وقت روز تعطیل می شود و دلم می گیرد از تکرار چهاردیواری های همیشگی اینجا...

آنوقت دلم یک ایکاش بزرگ می خواهد برای بودن تو. برای خواهرانگی شدید دریغ شده ات!

   + هاش ; ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٦
comment نظرات ()