در بهشت اکنون!

ده و ده دقیقه ی شب

امروز دلم دوستانه می خواست

حالا، دوستانه جانم، امیر مهدی جانم، کمتر از یک متر آنور تر نشسته، من همش سعی می کنم این هدیه ی لوس درونم را مهار کنم نپرد بغلش کنم بیست دقیقه ای همانطور بماند.

عجب عجیبی می شوم من که لوس می شوم

   + هاش ; ٩:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٤
comment نظرات ()