در بهشت اکنون!

آدم هایم- 3

این دوستان آدم چه کار می کنند که آدم یک سره از خودش حرف می زند؟ چطور حرف ها را بدون اینکه بفهمی چطور، می کشند از لایه لایه های وجودت بالا، بعد مهربان - مهربان گوش می شوند؟

دارم سعی می کنم بنویسم کمی. که سوژه ی نوشته اینبار خودم باشم. دو دل شده ام که آهنگ بگذارم با صدای بلند، که ذهنم را تخلیه کند و راحت بنویسم یا همه چیز را در سکوت فرو ببرم و شروع کنم؟ انقدر عاجز شده ام این چند وقت از ارتباط با خود درونم.

جای دوستان جانم خالی الان. همیشه می دانند چطور شروعم کنند.

   + هاش ; ٢:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٤
comment نظرات ()