سیزده

حضرت یوسف که فروخته می شه و گذارش به مصر می افته و عزیز مصر می شه، وقتی قحطی میاد تو جریان تقسیم غذا برادراشو می بینه. و بعد از جریاناتی که می دونید پدرش رو پیدا می کنه و از تمام خانواده اش دعوت می کنه که بیان و پیشش زندگی کنن. و اون ها هم میان. و این طوری یعقوب و پسرهاش ( که می شن اسرائیل و بنی اسرائیل) ساکن دره ی نیل می شن. و نسلشون اونجا ادامه پیدا می کنه.

هر چند من نمی دونم چه بلایی سرشون میاد که بعد به خواری و ذلت در مصر می افتن..

.............

و پسر حضرت یوسف هیچ وقت پیامبر نمی شه. چون وقتی برای استقبال از یعقوب به خارج شهر رفته بودن، از اسبش پیش پای یعقوب پایین نمیاد.

امشب این وبلاگ پانزده بار نوشته می شه. هر چند دقیقه یک بار. برای خوندن متن های کامل بیست دقیقه دیگه باز سر بزنید

/ 0 نظر / 4 بازدید