چه خوشگل شدی امشب!

به صورت سفید و قشنگش نگاه می کنم که روبروی صورتم قرار داره و داره مثل همیشه می خنده. دو تا دستاشو می گیرم و می بوسم. صورت قشنگش رو بین دو دستم می گیرم و دو تا گونه هاشو می بوسم. پیشونی بلندش رو می بوسم و بعد گونه هاشو که یه چال کوچیک رو یکیشون وجود داره. بعدش نوبت بنا گوش نرم و مثل گل لطیفشه. (که به خدا رو شکر هیچ اثری از ریش! روش دیده نمی شه!) و بعد نوک بینیشو که خیلی ها معتقدن زیاد هم زیبا نیست!

هنوز داره بهم می خنده! زیبای غریبیه! خوش خنده و مهربون. خوش زبون و دوست داشتنی!... نمی تونم تصور کنم روزی رو که صدای قشنگش رو نشنوم.

یادمه اون اوایل که خیلی دوست داشتم دائما صداشو بشنوم، زیاد حرف نمی زد.... یه بار بهش گفتم: اسم منو بگو. منو صدام کن.... و اون با سماجت سرش رو انداخت بالا و هیچی نگفت... و این بار که دیدمش، وقتی صدام کرد....

گاهی تعجب می کنم: چطور کسری می تونه اینقدر ماه باشه و دوست داشتنی و در عین حال مودب و مجلس گرم کن؟

و گاهی حسرت می خورم: از اینکه کسری تازه دو سال و یک ماه داره و حداقل شانزده سال دیر به دنیا اومد...

/ 1 نظر / 4 بازدید
hedieh

salam,bebin vase oon webloge ye comment gozoshtam ke mano to baham fargh darim