کلمات اول را که خواندم، خواب آلود شدم، با سرما

بعد خودم را سه بار پتو - پیچ کردم و خوابم برد

هی می خواستم بیدار شوم، پیچ می خوردم

می خواستم بخوابم، پیچ می خوردم

دقیقا حس می کردم دنیای خواب و دنیای بیداری را، و مسیر بین آنها را که یک پیچ بود

هی تاب می خوردم، می رفتم

هی تاب می خوردم، می آمدم

هوشیار بودم و عجیب بود

/ 1 نظر / 3 بازدید
محمد

پس آن خواب خوب و شیرینی که گفتی چه شد؟