195 کیلومتر تا تهران

بابا زنگ زده که بگه راه افتادیم

هیچی نیست ها! همه چی امنه.

گوشی رو می ده به مامان. می گم عزیزم! می خواستم زنگ بزنم عصر با خیال راحت بهت تبریک بگم. تا میام تبریک بگم بهش، تا می یام بهش بگم دوست دارم، قطع می کنه. نا نداره برای حرف زدن.

تو جاده ان. تو راه ان.

تا بیمارستان، تا آتیه، ۴ ساعت دیگه حداقل راهه. قبلا ۵ دقیقه هم نبود که.

می گن خواب، خواب می یاره. ترس هم ترس می یاره؟

/ 0 نظر / 4 بازدید