گرما

"امشب یکی از دوستام داشت از نوستالژی یکی از دوستاش حرف می زد. یهو گفت: خوشبخت شد... رفت انگلیس...
حالا توهم بگو خوشبخت شدن... رفتن استکهلم...
منم سال دیگه میگم خوشبخت شد... رفت استنفورد!
کاش یه روزی. یکی هم درباره من بگه:|||
"

انگاری که از یک ارتفاع پرت بشی ها! ارتفاعش هم زیاد باشد خیلی، بعد هیچی حس نکنی. دردت نیاید اصلا. انگار یک بالش گنده ی گنده ی گنده دورت باشد که هیچی نذارد حس کنی ها. دوستانم اینطوری شده اند برایم!

از جمعه دلم می خواد بهت اس ام اس بدم اما نمی دونم چی باید بگم! همش تو ذهنمی، مخصوصا امشب که بلاگتو دیدم... کاری هست که نیاز به پایه داشته باشی؟

پ.ن: من سال دیگه می رم هاروارد!

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
رعنا

اوه!‌ چه خوب ژس با هم میریم. چون منم دارم می رم هاروارد

فاطمه

میشه منم بیام هاروارد!!!!!

فاطمه

حالا که تو میری رعنا هم میاد خوب من و دانیال هم بیام دیگه که احساس تنهایی نکنیم!!!

سالار

:)

محیا

بیخیال بابا! سخت میگیری، واقعا میاد چک کنه ساعت هارو؟ والا منم میخوام پنهون بمونه ، خدایی اونم از دستم در درفته، اما واقعا فکر نمیکنم تابلو باشه، خوب خیلی وقتا منم تو چند مین چند تا نظر داشتم از ملت!

شاپور

منم سال دیگه می رم جزایر هاوایی درس بخونم[دلقک]