بچرخ تا بچرخیم

آهای! خدا جون! جناب محترم!

خدا! الو؟! میشنوی؟

باز سلام.

تو شرط من رو برآورده نکردی! قرار بود حالا که هیچ آرزوی براورده نشده ای ندارم, زودتر من رو بکشی.

اینکار رو نکردی خدا!

باشه!

امروز اول مهر ماهه. خیلی زود صبح. دارم حاضر می شم برم دانشگاه. از امروز تمام سعی خودم رو می کنم تا یه دنیا آرزو گیر بیارم که نتونی حل کنی! اما یادت باشه خودت خواستی! خودت خواستی وقتی من آماده ام هیچ اقدامی نکنی!

خیلی نامردی خدا

اما من از تو بیشتر!

حاضری؟ بچرخ تا بچرخیم!

یه بنده ی کوچک اما با خواسته های زیاد                                                                      هدیه

 

* نزنی زیرش! نخوای من رو وسط راه ببری. اون موقع من باهات نمیام. میبینی!

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
هديه

درود.آرزوی موفقيت برای روز اولت ....اين خودش يه آرزو به حساب نمی ياد؟ اگر به حساب بياد پس خدا هنوز يه آرزوت رو نگه داشته ........يه چيزی هست تو کارای آدما با خدا نبايد دخالت کرد .شاد و موفق باشي بدرود.

مريم

سلام هديه جون ... ايشالا کلی آرزو پيدا کنی و به همه شون هم برسی