آدم ها دوست داشتنی اند!

دخترک نشسته توی کافه هنر. نشسته و زیبا نشسته. و این بد دردی است. تو نباید بدانی که زیبا شدی و زیبا هستی. بدانی، دیگر خودت نیستی. در بند زیباتر کردن هر حرکتی آنوقت. زیباتر کردن هر اشاره. زیبا که باشی، می دانی رقص انگشتانت زیباست. لختی بکر گردنت زیباست. نگاهت وقتی می چرخد به چپ و راست زیباست. بدانی زیبایی، سرگردان کسی هستی که بستاید برایت زیبایی ات را. که زمزمه کند برایت که: وای! چقدر دوست دارم تک تک زیبایی ساختن هایت را! که تابلوی زنده ای هستی سرشار از اعجاز انگار. که حتی دوست دارد آدم خط نگاهت را به نوازش بکشد. زیبا که باشی، یا نه! بدانی که زیبایی....

دخترک نشسته توی کافه هنر. زیبا نشسته. زیبا سیگار می کشد. (دستم می رود سمت سیگار. برش می دارم. که از پشت دود همسان ببینم زیبایی اش را. که پشیمان می شوم.) زیبا لبخند می زند. ساق دستش زیباست. زیبا!

هیچ کس حواسش به دخترک نیست. به تنهایی از بزم زیبای روبرو، لذت می برم...

* چقدر آدم ها را دوست دارم. برای همین تکه تکه ی لحظه هایی که به تصویر می کشند خود را دائما برای بقیه. چقدر آدم ها را دوست دارم!

/ 4 نظر / 4 بازدید
امير اصغري

تو به سيماي شخص مي نگري ما در آثار صنع حيرانيم... سعدي

شاه داماد

سلام خواهر خانم محترم حیف که من متاهلم و البته متعهد وگرنه می پرسیدم این طرفی که می گی رو میشناسی و میتونی شمارش رو به من بدی؟[نیشخند] خوبه تو پسر نشدی بد میری تو نخ دخترای مردم