شیرین

"خوشبختی یعنی اینک خانه را که ترک می کنی خیالت از بابت همه چیز راحت باشد."

اینو میلاد نوشته. میلاد من! میلاد عزیزم! دوست گلم که جون می دم براش! پسر نازنینی که همه چیزش تکه. معرکه ای که فلسفه ی زندگیش دویسته!

برای آرزوی صبر می کنم.... آرزوی صبر بیشتر.... توانایی تحمل بیشتر برای گذروندن این روزها. کاش هر چه زودتر مامانت خوب شه.

/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/

1

نمی فهمم چرا اینقدر داغونم. اصلا نباید اینجوری باشم.  هیچ دلیلی نداره واقعا! پیاده روی یه مسیر کوتاه و یا یه حرکت رو مسیر کم به سرگیجه می اندازتم و یخ می زنم و بیییخ! (این صدا رو الان کشف کردم!) می خوام بیفتم زمین!

نمی تونم باور کنم بدنم داره تحلیل می ره.

2

یه رویای کوچولو! اینکه روز تولد تو رو شاد باشم و جشن بگیرم و همه با هم بودنت رو پاس بداریم!

و داره واقعیت پیدا می کنه! چقدر کرختم در برابر این روز! هجدهم داره می رسه. تنها چند روز کوتاه دیگه! داداشی؟ بزرگ شدی؟

3

داره کم کم کم همه چیزم رو به راه می شه. با تمام غرغر های این روز هام، با تمام بد بودن هاش!  دارم کم کم کم کنترل همه چیز رو به دست می گیرم. فقط تنها مشکلم این روزها، این دل دیوونه است که باز می خواد کار بده دستم و در برابر تمام التماس ها و خواهش ها و توروخدا گفتن های من فقط لبخند می زنه!

* امیدوارم بتونم کنترلم رو همچنان حفظ کنم!

/ 2 نظر / 3 بازدید
اهورا

سلام دوست من شاد باشی و پر دوام امیدوارم همین طور به کارت ادامه بدی به منم سر بزن دوست های خوبی واسه هم می شیم اومدی بگو از کدوم شهری اهورا/شیراز

IP

تا حالا به خودکشی فکر کردی؟