تو.

اینجا نوشته با زندگیتون مثل یک امر مقدس برخورد کنید. هر کاری که می کنین رو باهاش مثل امر مقدس روبرو شید. شغلتون. زندگیتون. برخوردهاتون با جامعه. اینه که به زندگی معنا میده.

غایت تقدس برای من دوست داشته. زندگیت رو، سمت حرکت انرژی روانت رو به سوی مقصدی تنظیم کنی که راه به حضور دیگری ببره. مقصد اینجا دیگری نیست. حضور دیگریه. با گرماش. با سختی های حضورش. با شیرینی شهدآگین کامروا شدن ازش و چشیدنش.

شبیه دانه شدم. در خاک. شبیه کسی که خیس خورده و آماس کرده و حالا میخواد که جوانه بزنه. با چشم های بسته. با ترس از اینکه کمی که قد بکشه به جای شکافتن خاک، به سنگ بخوره. از همون سنگ های بزرگ و لعنتی و خفه کننده.

ورِ خوشبینم اما میگه سنگ هم شکافتنیه. و امر قدسی همینه.

*چرا حال انسان امروزی خوب نیست. مایکل روث ترجمه فریبا مقدم

/ 0 نظر / 116 بازدید