دل لرزه

بیشتر یک آرزو بود، که برقصیم با هم آهنگ را. آرزویی که تکرار می شد هر وقت می شنیدمش. که رقصیم با هم تک تک گام های زیبا و پر شور موسیقی اش را.

....

به حمید گفتم اون آهنگه رو می خوام که توش می گه برقص برقص دیوونه ام کن امشب

....

همه مست و گرم بودن. مهمونی خوب بود. همه آهنگ ها رو دوست داشتن. همه چیز خوب بود. و نرقصیده بودم هنوز با تو. این اش کم بود. کم بود برای تشنه ای مثل من.

....

فلش بنفشم رو وصل کردم. رفتم توی فایل ها و آهنگ رو گذاشتم.

....

رفتم تو آشپزخونه. آهنگ پخش می شد. می ترسیدم که نرقصیم. می دونستم نمی رقصیم. رفتم توی آَشپزخونه. تو ذهنم می رقصیدم.

اومدی پیشم. شاید هم بودی از اول همون جا. گفتی مهمونی ات خوب گرم شد ها!‌ گفتم آره! ‌گفتی می رقصی این آهنگ رو؟

....

توی عکس، داریم می رقصیم من و تو.

/ 1 نظر / 6 بازدید