قطره

دستا بالا!

من تسلیمم!

من کم آوردم تنهایی!

٢

نمی خوام همه چیز رو تقصیر شما بندازم! باور کن! اما باور هم بکن که تقصیر شماست بیشتر از هر چیز. (آخی! که حالی می ده اینجوری حرف زدن!)

تولد رضا. ایران تک. عجیب گره خورده بودم. بین بودن و نبودن. بین داشتن و نداشتن.  در چگونه بودن. باید حل می کردم گره ی وجود خدا رو. تو و میثم روبروم نشسته بودین. پرسیدین داری به چی فکر می کنی؟ گفتم خدا. که وجود داره یا نه. (که وجود نداره شاید) و گفتین خدا وجود نداره. اینکه سوال نداره. به همین سادگی!

ه ه ه ه ه ه ه اه!

خدا مرد!

٣

نمی تونم باور کنم این سالهایی رو که بدون شما گذروندم. می دونم شاید ناباورانه به نظر بیاد. اما شما همان هایی بودین که می شناختمتون از سال های دبستان! و خیلی  دور تر از اون چیزی که فکر کنین، تاثیر گذاشتین در لحظاتم.

نمی تونم باور کنم این سال هایی رو که بدون شما گذروندم. سال هایی که سیاه - خاکستری بود در حد قرون وسطا!!!!! که هیچ حرکت مفیدی نداشت سر تا سر.

اینبار، خودم رو می خوام دعوت کنم به خانه ی فکرتان. قبول می کنیدم؟

۴

فکرم فیوز می سوزونه هر روز اساسی چندین تا... (الان تا سقف اتاقم دود سیاه گرفته!)

کتاب

کتاب

کتاب

کتاب معرفی کن لطفا. هر چیزی. معرفی کن. یک حلقه برای اتصال می خوام فقط. اتصال به خودم. یک کتاب! مرسی لطفا!

پ.ن: این اولین بار است که اینطور می نویسم ها! یک خرس، یادم می اید هر جور راحت بود می توانست با دیگری اش صحبت کند. و من هنوز نامه ی تائیدیه ی خرسیت ام را دارم!!!!

پ.ن.٢:

مرسی امیر حسین بختیاری

/ 2 نظر / 4 بازدید
امیرحسین

من اولش فقط بگویم امیرحسین بختیاری نیستم...عضو اتحادیه خروس هستم اما خرسیت بنده با خرسیت امیرحسین خان بختیاری تفاوت های ماهوی دارد.با توجه به اینکه برای عضویت در بین خرس ها رای اکثریت اعضا لازم بود پس ما باید هم را بشناسیم احتمالن. من جزیی از هیات موسسم

هانیه

هدیه عزیزم سالها پیش وقتی یه نفر با سردرگمی های من از همین جنس مواجه شد گفت : " هیج آدم حسابی یی نیست که دچار این بحران نشه! " من میتونم کتاب تولدی دیگر نوشته ی شجاع الدین شفا رو بهت معرفی کنم. کتاب مستندات قابل اعتمادی داره حدود 650 صفحه ست و باید از دستفروش های کنار خیابون انقلاب پبداش کنی حدود 15000تومن به قول هادی صداقت: جناب "خالق اُف" پیر شده دیگه