باید اتفاق بهتری رخ بده.

رژیم گرفتنه داره جواب میده. دو کیلو بلاخره کم شدم. خودش میگه من از وقتی اومدم توی زندگیت فقط فاجعه رخ داده. راست میگه البته. اون همه فست فودی که خوردیم و بعد یک ماه و نیم پا شکستگی و دو سه هفته ناتوانی در راه رفتن بعدش، به تنهایی کافی بوده که من رو از خودم دور کنه که به توپ تبدیل بشم. حالا دو کیلو کم شده. بیست درصد. دوست دارم دو ماه دیگه رو تصور کنم که به وزن خودم برگشتم و دوباره می دوم و ورزش می کنم و حال عمومیم درست شده.

برای عید کفش گرفته بودیم. خاکستری با نخ های رنگی رنگی. اون موقع میدونستم چیزی بینمون خراب شده که دیگه درست نمیشه. این رو وقتی عیدی گرفتن امسالش بهم نچسبید با جان فهمیدم. کفش ها به پای نون بهتر از من می شینه. دو سه کیلو دیگه وزن کم کنم، جایزه برای خودم کفش دویدن بخرم. 

/ 0 نظر / 13 بازدید