چه فراموشی سنگینی....

پدر من در خیلی از موارد یه روشن فکره.... در مورد گشتن و لباس پوشیدن هیچ وقت منو تحت فشار نذاشته....(البته منم تا حالا به غیر از خیلی سنگین با لباسی بیرون نرفتم.) از یک سال پیش که رسما روسری رو کنار گذاشتم (البته یه مدت چادری هم بودم اما ...) توی همه ی مسافرت ها با تیپ پسرونه بودم و چون هم چهار شونه ام و هم موهام کوتاه شده، از پشت دیوار مانتو و روسری به سرعت فرار کردم....

پدر من از بهترین پدر های دنیاست.... هم من رو خیلی دوست داره هم من خیلی دوستش دارم . اما در سفر ها هنوز از من می پرسه: تو بلاخره دختری یا پسر؟؟؟

پدرم بهترین پدر دنیاست.... اما هنوز در خم مشکل دختر یا پسر بودنه...

/ 4 نظر / 5 بازدید
bahar

من مشکلم سر دختر و پسر بودن نيست٬ سر اينه که نميدونم آدمم يا نه؟اولئک کالانعام بل هم اضل... خسته نباشی...

amir

(این پیامو واسه مطلب بالایی نوشتم اما پیامگیر بالا ارور میده!)*سلام٬ نمی دونم بايد در باره اين مطلبت چی بنويسم!همه چيزو گفتی٬ چيز نگفته ای هم نمونده!گويای گوياس!آها در ضمن٬ من ژوله نيستم٬ امير مهدی هستم٬ اما ژوله نيستم خدا رو شکر!فعلا

darvish

بالاخره تونستم برات کامنت بذارم خانوم جنس آخر راستی جنس دوم سیمون دوبوار رو خوندی؟