تهوع!

الان که بر می گردم و از بالا نگاه می کنم می بینم که این موج عجیب و شدید محبت و توجه و همه ی این جور چیزایی که هی به سمتم می اد و می ره و در گردش می ندازمش، به جای اینکه یه حال اساسی بهم بده، عمیقا داره از کار و زندگی می ندازتم چون همش باید جواب محببت ها رو بدم و همه ی کار هام رو بذارم بشینم سر این مباحث!

یه دوباره- شروع!‌(بخاطر پاسداشت زبان فارسی به خودم افتخار می کنم!) لازمه. و من اینکار رو می کنم.

دوباره شروع می کنم!

موج احساس تعطیل!‌می رویم روی موج درس و تحقیق و آینده و پیشرفت!

بپیچون پیچ تنظیم رو! یه بسامد جدید!‌ (ترکوندم زبان فارسی رو!)

/ 0 نظر / 6 بازدید