اهل طاعونی این قبیله ی مشرقی ام...

باز من خواستم بنویسم و نشد.... این بار حرف داشتم. خیلی هم زیاد.... برادر دوستم فوت کرد. این خودش یه سر فصل مفصل بود.... و یا....

نه! مهم نیست..... می دونم مشکلم کجاست. مشکل من همیشه یه گره است که باید کور کور باشه. یه گره که اگه باز بشه، یه خلاء تو وجودم ایجاد می کنه. یه گره که اگه باز نشه بزرگ و بزرگتر می شه و راه گلوم رو می بنده... یه مشکل .....

نمی دونم چی می شه بهش گفت... این فقط یه راهه. راهی که خودم انتخاب کردم. این چیزیه که خودم خواستم. بهار شاید اینجا مثل همیشه برام بیشترین کمک بود... کمکم کرد که به آرمان هام فکر کنم. کمکم کرد که راحت تر کنار بیام.

در هر حال نتونستم از این متن بگذرم.... این وبلاگ خودمه! وقتی برام فقط نوشتن می مونه از این کارها زیاد می کنم....

حرف هایی که هر کس در این مورد زد، در بست قبول! فقط در کنار همه ی این حرفا، من هر روز از خواب که بیدار می شم، متن روی دیوار رو می خونم. و (شاید اشتباه) به همون هم عمل می کنم.

مرد باش!

می دونم همین طوری قبولم کردید.... گاهی خودم فراموش می کنم که باید همین طور باشم، فکر کنم و باقی بمونم....

پشت این نقاب خنده، پشت این نگاه شاد

چهره ی خموش شخص دیگری است....

/ 3 نظر / 3 بازدید
*

نمیدونم چی بگم.ولی دلم میخواد باهات حرف بزنم.شاید گناه ما فقط مؤنث بودنمونه.منم روزی چند بار آرزو میکنم مرد باشم.حس میکنم اگه مرد بودم خیلی از مشکلات خودم و دورو بریام کم میشد...!چه میشه کرد؟؟؟امیدوارم موفق باشی.

BANDEH YE AZ BANDEGANE KHODA

GAHI HES MIKONAM CHEGHADR AZ HAM DOORIM GAHI HES MIKONAM CHEGHADR KOODAKANEH MINEVISI GAHI HES MIKONAM MAN VA TO SALHAST HE HAMDIGARO NEMISHNASIM VA MESL DOTA GHARIBEH HASTIM GAHI HES MIKONAM TO HARGEZ BA KHODET HARF NEMIZANI GAHI BE KHODET BEGOO MAN KHODAM RA DOOST MIDARAM GAHI BE KHODET BEGOO...

BANDEH YE AZ BANDEGANE KHODA ALI .J

BI MAREFAT TO CHERA ADRESS WEBLOG TO BE MA NEMIDI HAGHETE KE YE MODAT TANBIH SHI VA MISHI