کسی بیاید!!!

انقدر هیچ کس نیست این روزها که یک ساعتی فکر کنم بهش

چندین ساعت فکر می کنم که هی! چه ام شده؟!!!!

پ.ن: الان می دانم اما دلم کی را می خواست ها! اصلا هم آقای خاص بد اخلاق را نمی خواست. اصلا هم نمی خواست. دلم هیچ کس می خواهد. دلم هیچ کس می خواهد ها! دلم بحث کردن با هیچ کس، نرد بازی باهاش و کلمه ساختن و حرف بافتن می خواهد و دلم تنگ آن خنگول تر بازی هاست....

پی نوشت ٢: دلم دوست جان جان جان جان جانم را می خواهد. که بیاید و با من حرف بزند. حتی راجع به هیچ کس....

پ.ن.٣: بابا اس ام اس زده که دخترگلم! نگرانتم! و فکر می کنم من که چشم های مراقب و نگرانش، بو می کشد مرا که چطورم انگار!

/ 3 نظر / 4 بازدید
محیا

امروز که حرفیدیمف یه عالمه سبکم بعد از مدت ها، با این موج ها،کلی حس خوب بهم دادی بانو [ماچ] مرسی

فاطمه

من اومدم میتونی بهم فک کنی[چشمک]

محمد

سلام....بعد از یه مدت سلام! آخ دلم تنگ شده واسه چت کردن باهات...آخ دلم تنگ شده!!! کجایی!!!!؟ با خبرم کن از حالت!