خروش از خم چرخ چاچی بخواست

یادم که می افتد که دوست جان جان جان جان جانم همش که می آید اینجا را می خواند و چطور می شود

هی حسم می گوید ننویس. گناه دارد

هی مغزم می گوید بنویس! ‌صاحبخانه مختار است.

گفتم که بگویم ببخشیدم دوستم. این کامنت های نقطه نقطه ات... ببخشیدم

/ 1 نظر / 3 بازدید
محمد

بنویس دیگر...