فاجعه

جاده ی عباس آباد- تصادف کردیم و تا به خودمون بیایم دعوا شد....

از ضعف فرهنگمون بگذریم... از اینکه ما مهمون بودیم... از اینکه فقط صدامون رفت بالا.... نقطه ی ضعف دیدن دختری بود با پیشونی خونی که دائما با آستینش خون های صورتش رو جمع می کرد: داداش ببین چیزیم نشده... البته این فقط یه تیکه از جهنم هر روزش بود. برادر غیرتمندش! وقتی حسابی کتک زد! سوار یه خطی شد و رفت و اون طوری که بعد ها شنیدم،‌ ترجیح داد خواهر مجروحش رو به جای بیمارستان به خونه ببره...

/ 3 نظر / 5 بازدید
pesare noor

برو بابا....من خودم با وبلاگم حال نميکنم تو ميخوای باش حال کتی؟...

pesare noor

من کی گفتم با وبلاگ تو حال نميکنم...کلا من اصلا حال نميکنم!!!! ...نه اما من حوصله وبلاگم و ندارم....اما وبلاگا مردم رو ميخونم...حال و اينا هم نميخواد....

Dark Angel

ye kalame babate on ashghale gheiratmand kafiye : SHIT