میاد توی خوابم. نمی اومد. میاد حالا. صبح ها چشم هام رو به هم فشار میدم و نمیخوام دچار بیداری شم. بیداری توش فاصله داره. بیداری توش میخ وحشتناک واقعیت داره.

خونه میبینم. خونه ی جدید. این خونه هیچ وقت تبدیل به خونه ی ما نشد. هر جای جدیدی که میبینم فکر می کنم یعنی این یکی خونه میتونه محل قرار شه؟ شبیه همون جایگاه جادو شه که از در بیایی تو و چشمات برق بزنه از امنیت؟

بی قرارم رفیق. بی قرارم.

/ 0 نظر / 113 بازدید