آدم ها- 2

برایم یک اس ام اس زده که در مورد خودش است. این هم جوابش. اس ام اس بعدی. جوابش. بعدی. جوابش. بعدی. جوابش. بعدی. جوابش. بعدی. جوابش. بعدی...

آخرش قرار می شود که شب آنلاین شود چت کنیم. و شب که می شود، آنلاین ام. حرف می زند. گوش می دهم. همان بودن همیشگی من برای دوستانم. برای دوستان باید یک جور خاصی بود. یک جوری که دلت رضا دهد. که به اندازه بودی. که کم نذاشتی. هستم من هم. هستم.

یک جاهایی از تو های دلم، حس می کنم که دوستم است. وقتی می نویسم، همانطور که در مورد دوستان ام می نویسم در موردش حرف می زنم. بهش اهمیتی که می دهم. همه ی چیزها. اما همه چیز این نیست. یک طرف دیگر قضیه این است که حس نمی کنم آنطور که از دوستانم توقع دارم، هست برایم. یک جورهایی نمی شود.

همه اش هم این آدم نیست ها. تمام آدم های یک سال اخیر زندگی ام - باشد! باشد! منصفانه اش بیشترشان است - همین اند. آنقدر نیستند که کمی هم که شده این سپری که دستم است را پایین بگیرم و دیده شوم. هر چقدر هم جزئی حتی.

رفته ایم کوه. من از کوه می ترسم. از ارتفاع وحشت دارم و این، دلیلی است که بیش از هرچیز کوه بروم. باشد که به این احساس فائق بشوم. من از سنگ های کوه، از تغییر ارتفاع هایش، از پرش ها و گام های بلند روی دیواره های سنگی هیچ دل خوشی ندارم. همیشه وقتی تغییر ارتفاع می شود، وقت های پایین آمدن، کوه که یخی می شود، همیشه یک کسی را کنار دستم نگاه می دارم که دستش را هر لحظه بشود و بگیرم.

رفته ایم کوه مثلا. از بستر رودخانه ی دره دارآباد قرار شده بالا برویم. مسیر سنگی است. پرش از رودخانه دارد. بالا و پایین رفتن های متوالی. دقیقا همانطوری است که نباید باشد. همانطوری. می پرم. سر نمی خورم. راهم را صاف می روم. سعی می کنم جلوی بقیه حرکت کنم که کمتر از حرکاتی که باید بکنم بترسم. به دیواره ی سنگی می رسیم. می روم بالا. صاف است تقریبا. می آیم پایین! بدون کمک گرفتن. بدون زمین خوردن.

پایین که می رسم، یکی شان - همانی که اول متن گفتم - در فکر است. می پرسم که چی شده و توضیح حرفی که می زند این است که دارد به مستقل بودن فکر می کند. مستقل بودن من. به کمک نخواستن هایم. به راهم را خود ادامه دادن هایم. سعی می کنم توضیح دهم. نمی شود که. نمی شود. کلماتم در نمی آیند.

برگشتن که می شود، توی ماشین، اشاره می کند که می داند رابطه ی اولم را. یک جوری نفس ام می گیرد. حتی فکر به اینکه چیزی که من بهش نگفتم را می داند، نفسم قطع می شود. سرم منگ می شود تا دو روز. فکر اینکه چیزی از من می داند که من نگفته امش. اینکه دزدکی به زیر سپرم سرک کشیده. من نخواسته امش...

شروع می کنیم چت کردن. حرف هایش را که زد، تمام که شد، آخرهای آخرهایش، یک جمله می گویم به شوخی. یک جواب می دهد شوخی و جدی. و من جدی جدی هنوز دردم می آید از حرفش. بعد تصمیم می گیرم آگاهانه خودم باشم. برایش می گویم که چقدر سخت است برایم که کمی حتی سپر را پایین بگذارم. چندین خط بدون وقفه تایپ می کنم. می گوید خودت هم مقصری. من قبول دارم. خودم هم دیوار کشیده شده را می بینم. حس می کنم. تمام خط ها که زده شد، می زند که بله، حق با توست. و شب بخیر.

می خندم. می دانم نمی فهمد این خنده ی آخر برای چیست. کسی که قبلی تر ها را نفهمید این جدیدتر ها را هم نمی فهمد. می رود. شب بخیر می گوید.

یک نفری، درون من نشسته است. در تمامی این ماه های یکسال اخیر. سخت اش است که قدم بیرون بگذارد. سخت اش است که از این محیط خارج شود. یک کسی هست، که می داند چقدر بیرون از دیوارش نا امن است. همان جا مانده. همان جا می ماند...

باز هم برایم اس ام اس خواهد زد. می دانم. حتی شاید باز هم چت کنیم. اما مطمئن نیستم که اینبار در دفتر خاطراتم چطور ازش یاد کنم.

پی نوشت: اسم این متن می شد که آدم هایم باشد. تفاوت های انقدر جزئی است که درد دارد

/ 7 نظر / 4 بازدید
motor

سلام . وبلاگ خوبي داري اما اگر دوست داري آمار بازديد هات افزايش پيدا کنه توصيه ميکنم تو موتور جستجو بست ايران وبلاگ خودتو ثبت کن تا روزانه کلي بازديد داشته باشي از اين سايت . کنر از يک دقيقه هم زمان نمي بره فقط اسم و آدرس سايت و کلمات کليدي رو بايد وارد کني . اگر هم فرصت داري مي توني تمام پست هاتو ثبت کني تا بازديد هاي بيشتري وارد وبلاگت بشه . اينم آدرسش http://bestiran.cz.cc/addurl.php

motor

سلام . وبلاگ خوبي داري اما اگر دوست داري آمار بازديد هات افزايش پيدا کنه توصيه ميکنم تو موتور جستجو بست ايران وبلاگ خودتو ثبت کن تا روزانه کلي بازديد داشته باشي از اين سايت . کنر از يک دقيقه هم زمان نمي بره فقط اسم و آدرس سايت و کلمات کليدي رو بايد وارد کني . اگر هم فرصت داري مي توني تمام پست هاتو ثبت کني تا بازديد هاي بيشتري وارد وبلاگت بشه . اينم آدرسش http://bestiran.cz.cc/addurl.php

motor

سلام . وبلاگ خوبي داري اما اگر دوست داري آمار بازديد هات افزايش پيدا کنه توصيه ميکنم تو موتور جستجو بست ايران وبلاگ خودتو ثبت کن تا روزانه کلي بازديد داشته باشي از اين سايت . کنر از يک دقيقه هم زمان نمي بره فقط اسم و آدرس سايت و کلمات کليدي رو بايد وارد کني . اگر هم فرصت داري مي توني تمام پست هاتو ثبت کني تا بازديد هاي بيشتري وارد وبلاگت بشه . اينم آدرسش http://bestiran.cz.cc/addurl.php

مرجع وبسایت های افغانستانی

سلام دوست گرامی ، اگر به دنبال یک مرجع کامل برای آشنایی با فرهنگ ، تاریخ و جغرافیای افغانستان هستید می توانید به مرجع وبسایت ها و وبلاگهای افغانستانی مراجعه کنید. در این بخش ، بیشتر وبلاگهای فرهنگی ، تاریخی و جغرافیایی کاربران افغانستانی جمع آوری شده است . مرجع وبسایت های افغانستانی | http://links.cheshmehregi.com

motor

سلام . وبلاگ خوبي داري اما اگر دوست داري آمار بازديد هات افزايش پيدا کنه توصيه ميکنم تو موتور جستجو بست ايران وبلاگ خودتو ثبت کن تا روزانه کلي بازديد داشته باشي از اين سايت . کنر از يک دقيقه هم زمان نمي بره فقط اسم و آدرس سايت و کلمات کليدي رو بايد وارد کني . اگر هم فرصت داري مي توني تمام پست هاتو ثبت کني تا بازديد هاي بيشتري وارد وبلاگت بشه . اينم آدرسش http://bestiran.cz.cc/addurl.php

محمد

امان از این کامنتهای تبلیغاتی!!! هدیه جان اگر میدانستند که نیش می زنند خوب نمی زدند بندگان خدا!

شفق

هدیه جان ، ارتباطات یک نفره زود تموم میشن ... اون طرف هم خواسته که بگه ، بشنوه ، به زعم خودش کمک باشه .... خودت بهتر می دونی دختر ... :*