پژواک

مامان برایم ایمیل زده. از همان ایمیل های طولانی. بعد با لحن بیشتر دوستانه و کمتر مادرانه. نشسته و فیس بوکم را ورق به ورق می گردد. تحلیل می کند کمی، نظر می دهد کمی، می خواند و این ها.

بعد جواب ایمیلش را، برخلاف همیشه خیلی بلند می زنم. یکبار دیگر خودم را تصویر می کنم برایش. اینبار نه فقط به شکل یک دختر کلافه ی خسته از این همه نصیحت، به شکل یک دوست، که دوست داشتنی هایش را به تصویر می کشد. که دوستانش را تصویر می کند....

انگار یک خشت جدید زده باشم در رابطه مان، کمی آگاهانه تر. کمی بزرگانه تر.

راستش، فکر کنم لاغر شوم.

/ 1 نظر / 4 بازدید
محمد

امان از دست این مامان بازی های مامان هاا!