صبح یک روز امتحانی

صبح، به زور بیدار شدم

برای بیدار شدن، خودم رو کشیدم زیر دوش

و زیر دوش، از خستگی و کم خوابی، خوابم برد دوباره....

من سختی این روزهام رو به یک دنیا عوض نمی کنم.

من دنیام رو با هیچی تاق نمی زنم.

من تک تک این ثانیه ها رو، عجیب عاشقم!

پ.ن: چهار و نیم خوابیده بودم تا شش و نیم!

/ 3 نظر / 4 بازدید
محمد

خوب کم خوایدی دیگه! کا خوبی میکنی که دنیا تو عوض نمیکنی!

رعنا

lol تو هم که مثل من بودن شیفته ای دختر ;)