مرتضی

شده نصفه شبی از خواب بیدار بشی و دیگه خوابت نبره؟

شده بارون بیاد و یا لباس نازک تنت باشه و یه شال رو شونه ات و بری زیر بارون و با یه لیوان نسکافه ی داغ راه بری و دلت حضور یه کسی رو بخواد؟

یه دوست!

 دلم امشب عجیب حضور مرتضی رو خواست برای اینکه یه وعده غذایی رو دوباره با هم باشیم و از اون غذاهای معرکه درست کنه و حرف بزنه و یه کم کمک کنه فکرم مرتب بشه.

و برام عجیبه!‌ که کسی انقدر متفاوت با پدرم (که بیشترین نقش رو تو شکل گیری شخصیتیم داشته) همیشه انقدر از نظر فکری کمکم کرده.

متفاوت؟ نه!‌متفاوت  دقیقا بیانگر این همه تضاد نیست!

و چقدر خوشحالم از اینکه هست! کسی هست به نام مرتضی. شاید عجیب باشه اما این بودنش واقعا برام امنیت فکری می یاره. کسی اینقدر متفاوت با همه ی دیگر اعضای فامیل! کسی که واقعا برام مهمه بهم افتخار کنه!

 دلم الان یه صحبت اساسی با مرتضی می خواد اما شمارشو ندارم! اینجوری که بوش می آد، فردا باز باید یه حال اساسی به قبض موبایل داد!

راستی! کد اسپانیا چنده؟

/ 4 نظر / 3 بازدید
زهرا

اره که دلم میخواد خیلیم زیاد مثلا همین دیشب که داشت بارون میومد بیخوابی زد به سرمو تا صبح نخوابیدم فکرم میکنم همه آدما همینجوری باشن اگه نباشن یه کم عجیبن![چشمک] اگه اجازه بدی ادت کنم

ممد

قهری منم دیونم خوب

محیا

هه! دلم ارزید عنوان رو دیدم!! گاهی اس ام اس هایی میدی که دلتنگیت به یه مرتضی دیگه رو نشون میده[نیشخند][نیشخند] یه پست هم برای اون بزار.... من که شاد میشم[عینک]