دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

چقدر فاصله ی کمیه میون بردن و باختن
و چقدر فاصله ی کمتریه بین این دو احساس
وقتی حس می کنی بردی فقط به خاطر اینکه توی دو روز، چهار تا کلمه حرف زدین و دو تا توت کوفتی از درخت های لعنتی دانشگاه کنده و تو ازش گرفتی
و وقتی باخت رو با همه ی بدنت حس می کنی وقتی می بینی که جلوی چشمت وایستاده و با یه لبخند به پهنای صورتش داره با ... حرف می زنه
اون وقته که دلت می خواد واستی و یه چک بزنی تو صورت دختره
دلت می خواد وایستی و سرش داد بزنی که: قرار ما این نبود! قرار ما این بود که توی دانشگاه دیگه با کسی نباشیم تا اون یکی کمتر اذیت بشه.
اون وقته که سر کلاس، سرت رو می ندازی پایین که کسی اشکات رو نبینه و بعدش هم از کلاس جیم می شی که بیای اینجا دو کلمه حرف بزنی یه کم این سر درد لعنتیت آروم بگیره
خیلی سختی وقتی که .....................
من هنوز باور نمی کنم *****
هنوز بهت می گم برگرد
هنوز هیچ چیز تموم نشده
هنوز می شه همه چیز رو درست کرد

برگرد تا من هنوز زنده ام.

/ 0 نظر / 3 بازدید