now a day you're gone

امروز که داشتم دنبال تاریخ تولد مینو می گشتم، به یک متن خوردم، ٢١شهریور. آدم ها را باید با دل رها کرد. که اقتباس کاملی بود از تلخ مثل عسل امیرحسین.

دیدم حواسم نبوده، اما این ماه ها مادری کرده ام برای کودک درونم. دوستش داشته ام. بهش اطمینان داده ام هستمش. که می فهمم محبت ناکامش را. که ترسش را می فهمم. که می فهمم گیجاویجش را و می گذارم که ابرازش کند.

مادری کرده ام برایش. که دوستش داشته ام....

بعد نگاه کردم دیدم کودکم آرام گرفته. یا نه! آرام تر گرفته. می گذارد گاهی دستش را بگیرم و آدم جدیدی را نشانش دهم. حتی اگر اینبار هیچ شباهتی به الگوی رفتاری تو ندارد. حتی اگر...

دیدم کودکم دلگیر شده ازم بخاطر بالغ ترسویش. از بالغ کناره گیرش. و گذاشتم سرزنشم کند مرا با اشک های بی صدایش که چرا حبسش کردم و ابرازش نکردم . حتی از بودنش شادان نبودم...

دیدم...

کودکم طفلک بوده، طفلک کودکم!

/ 2 نظر / 4 بازدید
مینا

قشنگ مینویسی ولی لحنت تقلید وبلاگ تلخ مثل عسله.. همونطور فعل ها و فاعل ها و مفعول ها رو قرار می دی.. یه کم بیشتر از خودت خلاقیت نشون بده

شاتوت

مراقب خویت و کودکت باش[ماچ]